تیر ۱۴۰۵
۱. مقدمه
در سالهای اخیر، سازمان امور مالیاتی کشور فرآیند رسیدگی به پروندههای مالیاتی را بهطور فزایندهای به سمت رسیدگی خودکار و مبتنی بر داده (که در ادبیات اداری از آن با عنوان «رسیدگی سیستمی» یاد میشود) سوق داده است. این رویکرد، بهجای تکیه بر بازبینی دستی دفاتر توسط ممیز، از تحلیل دادههای بههمپیوسته سامانه مؤدیان، صورتحسابهای الکترونیکی، گردش حسابهای بانکی و اطلاعات کارتخوانهای بانکی (POS) برای صدور «برگ تشخیص مالیات» استفاده میکند.
این تحول در نیمه نخست ۱۴۰۵ به یکی از پرمناقشهترین موضوعات میان مؤدیان، حسابداران و کارشناسان مالیاتی بدل شده است. محور اصلی اعتراضها، صدور برگهای تشخیص با مبالغ نامتعارف بوده که ظاهراً صرفاً بر اساس گردش مالی حسابها و بدون تفکیک دقیق ماهیت تراکنشها شکل گرفتهاند. در واکنش به انباشت پروندههای اعتراضی، سازمان امور مالیاتی بهتازگی (تیر ۱۴۰۵) بخشنامهای در اجرای ماده ۲۳۸ قانون مالیاتهای مستقیم ابلاغ کرده که ادارات کل مالیاتی را ملزم میکند نتیجه رسیدگی به اعتراض مؤدیان را حداکثر ظرف ۴۵ روز (با مهلت اضطراری تا ۵۵ روز) در سامانههای عملیاتی ثبت کنند.
این بخشنامه توسط محمد برزگری، معاون تحول هوشمند نظام مالیاتی و سرپرست معاونت درآمدهای مالیاتی، ابلاغ شده است؛ عنوان این سمت بهخوبی نشان میدهد که «هوشمندسازی» اکنون بهطور رسمی محور راهبرد سازمان امور مالیاتی است.

۲. روشهای شناسایی و ارزیابی مالیاتی مبتنی بر هوش مصنوعی
رسیدگی سیستمی بر پایه چند لایه تحلیل دادهای شکل میگیرد:
در این مدل، نقش ممیز انسانی از «بررسیکننده اولیه» به «داور مرحله اعتراض» تغییر کرده است؛ یعنی مؤدی ابتدا با یک رأی الگوریتمی مواجه میشود و تنها در صورت اعتراض، پرونده به بررسی انسانی میرسد.
۳. مزایا
۴. معایب و چالشها

۵. نقد و جمعبندی
خودکارسازی رسیدگی مالیاتی، فینفسه روندی جهانی و در بلندمدت مطلوب است؛ کشورهایی که نظام مالیاتی هوشمند و متصل به دادههای بانکی دارند، معمولاً پایه مالیاتی شفافتر و فرار مالیاتی کمتری را تجربه میکنند. مسئله در ایران، خودِ ایده هوشمندسازی نیست، بلکه فاصله میان بلوغ زیرساخت دادهای و اقتدار اجرایی رأی صادرشده است.
زمانی که پیوند میان بانکها، کارتخوانها، سامانه مؤدیان و فاکتور الکترونیک هنوز کامل و بدون خطا نیست، اما خروجی مدل بهصورت «برگ تشخیص قطعی» با اثر اجرایی ابلاغ میشود، ترکیب «خطای فنی بهعلاوه قدرت اداری» شکل میگیرد که مستقیماً به زیان مؤدی تمام میشود. این دقیقاً همان الگویی است که در چند ماه اخیر به شکل برگهای تشخیص با مبالغ نامتعارف و اعتراضهای گسترده بروز کرده است.
بخشنامه اخیر سازمان امور مالیاتی درباره تعیین سقف زمانی ۴۵ تا ۵۵ روزه برای رسیدگی به اعتراضها، گامی مثبت و در جهت درست است، اما در اصل یک اقدام جبرانی و رویهای است، نه یک اصلاح ریشهای. این بخشنامه سرعت رسیدگی به شکایت از خروجی نادرست الگوریتم را بالا میبرد، اما به پرسش بنیادیتر پاسخ نمیدهد: چگونه میتوان از ابتدا کیفیت و دقت مدل تشخیص را چنان بالا برد که صدور برگ تشخیص نامتعارف، از اساس نادر شود.
به بیان دیگر، آنچه اکنون لازم است نهفقط تسریع در رسیدگی به اعتراضها، بلکه شفافسازی معیارهای الگوریتمی تشخیص، امکان اعتراض پیش از قطعیت رأی، و مسئولیتپذیری روشن در قبال خطاهای سیستمی است. بدون این اصلاحات، هوشمندسازی نظام مالیاتی — بهجای افزایش اعتماد عمومی — میتواند به عاملی برای گسترش بیاعتمادی میان مؤدیان و سازمان امور مالیاتی بدل شود.
منابع